![]() |
درددلهای تنهايی
| ||
پست الكترونيك
لوگو
دوستان من
پت و مت
|
سهشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤ نتایج یک نظرسنجی جهانی ماه گذشته سازمان ملل متحد یک نظرسنجی جهانی انجام داد که در آن تنها یک سوال پرسیده شده بود.
لطفا عقیده خود را صادقانه درباره راه حل مشکل کمبود غذا در بقیه جاهای دنیا بگویید. نتیجه نظرسنجی یک آبروریزی تمام عیار از آب درآمد میدانیدچرا؟ به این دلیل که : _ در آفریقا کسی نمیدانست غذا یعنی چه. _ در اروپای شرقی کسی نمیدانست صادقانه یعنی چه. _ دراروپای غربی کسی نمیدانست کمبود یعنی چه. _ در چین کسی نمیدانست عقیده یعنی چه. _ در خاورمیانه کسی نمیدانست راه حل یعنی چه. _ در ایالات متحده آمریکا کسی نمیدانست بقیه جاهای دنیا یعنی چه.
شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٤ بیگانگان و کودکان ما می نویسند: هنگامی که امیرکبیر مدرسه دارالفنون را برای بی نیازی از بیگانگان تاسیس نمود استعمارگران به وسیله یهودیان ساکن ایران مدرسه ای تاسیس کردند که مانع رشد و اهداف دارالفنون باشد درباره انگیزه شورش مردم میگویند:
پنجشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸۳ آتش امید
تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند کسی نمی آمد .سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود به هنگام برگشتن دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان میرود.متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده همه چیز از بین رفته بود.از شدت خشم اندوه درجا خشکش زد.فریاد زد))خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟)) صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک میشد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته از نجات دهندگان پرسید: " شما از کجا فهمیدیدمن در اینجا هستم؟ " آنها جواب دادند: " ما متوجه علائمی که با دود میدادی شدیم." وقتی که اوضاع خراب میشود ناامید شدن آسان است . ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگیمان است. پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد.ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک میخواند. دارم میرم مسافرت و اصلا خوشحال نیستم. امیدوارم این سال سال خوب و پربرکتی برای شما باشه. اینم دو تا خانم (فکر میکنم )در آستانه سال تحویل:
یادمه دبستان که بودیم پشت کارت تبریکامون شعرای این مدلی مینوشتیم " مرغ و خروس و اردک عید شما مبارک " " قوری ز قلم قلم ز قوری من دوست دارم گوگوری مگوری " " مرکب در قلم مانند آب است خجالت میکشم خطم خراب است " البته چون بابای من خطشون خوب بود بابامو مجبور میکردم اون چیزی رو بنویسه که من میخوام هزار تا کار انجام نشده دارم ولی دلم نمیاد برم ..
پنجشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸۳ کلمات قصار انیشتین : داشتم کتابی رو می خوندم به مطلب جالبی برخوردم دیدم حیفه از اون اینجا استفاده نکنم .... کلمات قصار انیشتین : در این جهان( نسبی) تغییرپذیرو ناپایدار فقط خنده مطلق و پایدار است... من هرگز در مدت زندگیم متوجه نبودم که یهودی هستم در ابتدای پی بردن به مسائل فیزیکی یهودی بودم بعد بی خدا شدم سپس در اوج تکامل علمی خدا را شناختم و به معنی دار بودن جهان پی بردم.. سه قدرت عظیم بر جهان حکومت میکنند: حماقت ترس و حرص بزرگترین بناهای علم به قیمت خالی شدن آنها به دست آمده است.. من باجنگ مخالفم اما هنگامی که شرافت و حقوق آدمی دستخوش تجاوز باشد از جنگ گریزی نیست... این جهان چیست؟ متفقین در جنگ توفیق یافتند ولی نه در صلح...
جمعه ۱٦ بهمن ،۱۳۸۳ مشورت در ازدواج
گویند:نوح ابن مریم وقتی که میخواست دخترش را شوهر دهد با یکی از همسایگانش که زردتشتی بود مشورت کرد. اوگفت تعجب است مردم پیرونظر تو هستند و تو از من نظر میخواهی؟ قاضی با اصرار گفت: باید نظرت را بگویی. زردتشتی گفت: نظر شخص اول ایران که کسری باشد در مقام ازدواج دختر به مال و ثروت داماد است . ونظر شخص اول کشور روم که قیصر باشد در این مقام به زیبایی و جمال اوست و نظر شخص اول اسلام که پیغمبرباشد توجه به دین داماد است.حال تو خود نگاه کن و ببین از کدام دین پیروی کنی به روش او عمل کن. جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳ دنیای بدون اینترنت اول از هر چيزی این عید سعید رو به همه دوستان و دوستداران راهش تبریک میگم..
اومدم آپ کنم اکانتم تموم شد هر چی تلفن میکنم مدیریت صنعتی همه هستند بجز اون خانم رئیسی که من میخوام. خلاصه چقدر دنیا بدون اینترنت کوچیکه...... حالا با اینترنت یا بی اینترنت دلم واسه همتون تنگ شده بود.. عمرا اگه برگردم از روش بخونم.
چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۳ من از خدا خیلی چیزا میخوام.. نمیدونم چرا ایندفعه دلم میخواد اینا رو بنویسم : خدایا به من گلویی عطا کن که هیچ بغضی نتونه راهشو ببنده و هیچ فریادی توش خفه نشه............ به من چشمی عطا کن که فقط زیباییها رو ببینه........ به من فکری عطا کن که از پلیدیها به دور باشه.......... به من دستی عطا کن بخشایشگر......... به من پایی عطا کن که بتونه استوار قدم برداره و هیچوقت نلغزه....... خدای من به من یه دل بزرگ عطا کن که به اندازه دوست داشتن همه مردم دنیا
دلم خیلی گرفته..خدا جون کمکم کن.....
سهشنبه ۱ دی ،۱۳۸۳ فضايل پس گردني
بزرگان از فضايل پس گردني ميگويند: اينكه حسن خلق مي آورد
سهشنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۳
يكي از دوستان ما كه يك آقاي 56 ساله است و دو سال پيش خانمشون فوت كردند شرط بسته كه ميتونه با يك دختر 19 ساله زيبا ازدواج كنه و اينكارم ميكنه..خداي بزرگ من يعني دنيا واقعا داره به آخر خودش نزديك ميشه ....
مرد پيري با زن جواني ازدواج كرده بودو به خانه اي كه با گل آراسته بود آورده و شبها به خاطر اينكه در قلب زن جا باز كندبراي او لطيفه ها و حكايتها مي گفت.شبي گفت : بخت بلند تو يار بود كه به صحبت همچون من پير افتادي پخته و پردرد.جهان ديده و گرم و سرد روزگار چشيده نيك و بد روزگار آزموده. كه صحبت داند و شرط ادب بجا آرد.پيش خود خيال كرد عروس جوان كاملا رام او شده ..كه ناگاه زن آه سردي از دل كشيد و گفت : چندين سخن كه گفتي در ترازوي عقل من ارزش يك سخن ندارد كه وقتي از قابله خود شنيدم كه گفت : زني را تيري در پهلو نشيند به كه پيري با او نشيند. خداي من يه جوري جلو اين فاجعه رو بگير..... شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۳ آواره
سالهاست به دنبال كسي ميگردم و بتوان در ميان دستهايش سالهاست به دنبال كسي ميگردم كه پيوند سرخي داشته باشد
رابطه اي سبز سالهاست به دنبال كسي ميگردم كه...... | ||
![]() |
|||
|
[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ] |
