سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت / بادت اندر شهرياري بر قرار و بردوام / سال خرم فال نيكو مال وافر حال خوش / اصل ثابت نسل باقي تخت عالي بخت رام

 

 

  درددلهای تنهايی 

 

خانه
آرشيو

پست الكترونيك


لوگو

 


دوستان من

پت و مت
درددلهاي يك روحاني
بيدار شبهاي تنهايي من
تفنگها و رزهاا
اولين وبلاگ جوكهاي مؤدبانه
آخرين بازمانده
ساحل آرامش
کشکول طنز
كشكول جواني
lomex
مرام خونه
شلمان
عشق بينهايت
وبلاگ متروك
جزيره رؤياها
هرس
آسمان
وبلاگهاي آپديت شده



Gardoon Persian Templates

طراحی

 

 

سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٤

نتایج یک نظرسنجی جهانی

 

ماه گذشته سازمان ملل متحد یک نظرسنجی جهانی انجام داد که در آن تنها یک سوال پرسیده شده بود.

 

 لطفا عقیده خود را صادقانه درباره راه حل مشکل کمبود غذا در بقیه جاهای دنیا بگویید.

 

نتیجه نظرسنجی یک آبروریزی تمام عیار از آب درآمد میدانیدچرا؟ به این دلیل که :

 

_ در آفریقا کسی نمیدانست غذا یعنی چه.

_ در اروپای شرقی کسی نمیدانست صادقانه یعنی چه.

_ دراروپای غربی کسی نمیدانست کمبود یعنی چه.

_ در چین کسی نمیدانست عقیده یعنی چه.

_ در خاورمیانه کسی نمیدانست راه حل یعنی چه.

_ در ایالات متحده آمریکا کسی نمیدانست بقیه جاهای دنیا یعنی چه.

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


شنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٤

بیگانگان و کودکان ما

 

می نویسند: هنگامی که امیرکبیر مدرسه دارالفنون را برای بی نیازی از بیگانگان  تاسیس نمود استعمارگران به وسیله یهودیان ساکن ایران مدرسه ای تاسیس کردند که مانع رشد و اهداف دارالفنون باشد.در اين مدرسه عوامل استعمار با همکاری یهودیان میکوشیدند با آراستن ظاهر مدرسه و آوردن معلمان باتخصص از خارج بچه های مسلمان را فریب داده و به اهداف استعماری خویش برسند.و به همین جهت یکی از برنامه های این مدرسه به فساد کشاندن نوجوانان و آلوده نمودن به شراب و سایر هرزه گی ها بود و این جنبه فسادشان آنقدر زیاد بود که حتی سر و صدای یهودی ها در آمده و می گفتند این کارها با مذهب ما نمی سازد و سرانجام مسلمانان این مدرسه را به تعطیلی کشاندند.

درباره انگیزه شورش مردم میگویند: روزی الاغ و نوکر حاج شیخ عبدالنبی نوری  که یکی از علمای پرنفوذ آن زمان بود از داخل صف بچه های یهودی عبور میکرد مبصر صف بچه های یهودی میزند توی سر الاغ آقا .مسلمانهایی که شاهد این عمل بودند و از آن لانه فساد هم دل خونی داشتند خبر را در کوچه و بازار پخش می کنندکه چرا به الاغ آقا توهین شده . کار و کسب خود را تعطیل کرده و برای ویرا ن کردن مدرسه در اطراف آن جمع میشوند و با سنگ و چوب به خراب و تعطیل کردن آن اقدام میکنند.قزاقهای رضاخان محله را محاصره می کنند ولی جوانان غیور مسلمان از پشت بام رفته و به طرف یهودیها سنگ می اندازند و سرانجام با دخالت حاج شیخ عبدالنبی مردم آرام شده و این هدف استعماری برچیده میشود.

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


پنجشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸۳

آتش امید

 

 

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر میگذراند کسی نمی آمد .سرانجام خسته و از پا افتاده موفق شد از تخته ها کلبه ای بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود به هنگام برگشتن دید که کلبه اش  در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان میرود.متاسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده همه چیز از بین رفته بود.از شدت خشم اندوه درجا خشکش زد.فریاد زد))خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟))

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک میشد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته از نجات دهندگان پرسید: " شما از کجا فهمیدیدمن در اینجا هستم؟ "

آنها جواب دادند: " ما متوجه علائمی که با دود میدادی شدیم."

وقتی که اوضاع خراب میشود ناامید شدن آسان است . ولی ما نباید دلمان را ببازیم چون حتی در میان درد و رنج دست خدا در کار زندگیمان است.

پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد.ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک میخواند.

 

دارم میرم مسافرت و اصلا خوشحال نیستم.مسافرت وقتی خوبه و خوش میگذره که با آدمایی باشی که باهاشون راحتی نه باآدمهایی که مدام باید حواست به طرز لباس پوشیدن .حرف زدنت و رفتارت باشه که بعد تبدیل به قصه هزار و یک شب نشی..امیدوارم که این مسافرت فقط محدود به مشهد بشه(آخه مگه میشه امام رضا بذاره به کسی بد بگذره)و برنامه شمال از توش حذف بشه..من در حال حاضر یه شب موندن تو یزد رو به یکهفته جنگل و دریا ترجیح میدم!!!! آخه شیراز هم کم جاهای گشتنی نداره که ما هر سال حتما باید بریم مسافرت !!!!!!!

 

امیدوارم این سال سال خوب و پربرکتی برای شما باشه..آخی امسال هم نیستم که سال تحویل بیام اینجا و به دوستای خوبم تبریک بگم.. ایشالا که به همتون خوش بگذره و با آدمای که دوستشون دارید معاشرت کنید یه بار دیگه هم عیدو بهتون تبریک میگم..

 

اینم  دو تا خانم (فکر میکنم )در آستانه سال تحویل:

 

 

یادمه دبستان که بودیم پشت کارت تبریکامون شعرای این مدلی مینوشتیم

                  " مرغ و خروس و اردک عید شما مبارک "

                  " قوری ز قلم قلم ز قوری من دوست دارم گوگوری مگوری "

                  " مرکب در قلم مانند آب است خجالت میکشم خطم خراب است "

 

البته چون بابای من خطشون خوب بود بابامو مجبور میکردم اون چیزی رو بنویسه که من میخوام و از شعرای قشنگ انتخابی بابام اصلا خوشم نمیومد و نمیذاشتم حتی یه دونه کارتو اون جوری بنویسه...

 

هزار تا کار انجام نشده دارم ولی دلم نمیاد برم ... متاسفانه نمیتونم تک تک خدمت دوستام برسم و عید مبارکی کنم ولی قول قول میدم تا پام به شیراز برسه تک تک به خونه هاتون بیام......تا سالی دیگر درود و دو صد بدرود........

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


پنجشنبه ٦ اسفند ،۱۳۸۳

کلمات قصار انیشتین :

 

داشتم کتابی رو می خوندم به مطلب جالبی برخوردم دیدم حیفه از اون اینجا استفاده نکنم ....

کلمات قصار انیشتین :

در این جهان( نسبی) تغییرپذیرو ناپایدار فقط خنده مطلق و پایدار است...

 

من هرگز در مدت زندگیم متوجه نبودم که یهودی هستم  و فقط ازسال 1913 که به آلمان آمدم این کشف را کردم  و برای این کشف بیشتر مرهون غیریهودیان هستم تا یهودیان...

 

در ابتدای پی بردن به مسائل فیزیکی یهودی بودم بعد بی خدا شدم سپس در اوج تکامل علمی خدا را شناختم و به معنی دار بودن جهان پی بردم...

 

سه قدرت عظیم بر جهان حکومت میکنند: حماقت ترس و حرص بزرگترین بناهای علم به قیمت خالی شدن آنها به دست آمده است...

 

من باجنگ مخالفم اما هنگامی که شرافت و حقوق آدمی دستخوش تجاوز باشد از جنگ گریزی نیست...

 

این جهان چیست؟. دود سیگار حلزونی شکل من و کهکشانهای مارپیچ آسمان چه ارتباطی باهم دارند؟؟ آیا موفق به حل معمای وجود خواهیم شد..خدایی که من میشناسم اهل تاس بازی نیست..

 

متفقین در جنگ توفیق یافتند ولی نه در صلح...

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


جمعه ۱٦ بهمن ،۱۳۸۳

مشورت در ازدواج

 

گویند:نوح ابن مریم وقتی که میخواست دخترش را شوهر دهد با یکی از همسایگانش که زردتشتی بود مشورت کرد. اوگفت تعجب است مردم پیرونظر تو هستند و تو از من نظر میخواهی؟ قاضی با اصرار گفت: باید نظرت را بگویی. زردتشتی گفت: نظر شخص اول ایران که کسری باشد در مقام ازدواج دختر به مال و ثروت داماد است . ونظر شخص اول کشور روم که قیصر باشد در این مقام به زیبایی و جمال اوست و نظر شخص اول اسلام که پیغمبرباشد توجه به دین داماد است.حال تو خود نگاه کن و ببین از کدام دین پیروی کنی به روش او عمل کن.

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


جمعه ٩ بهمن ،۱۳۸۳

دنیای بدون اینترنت

 

اول از هر چيزی این عید سعید رو به همه دوستان و دوستداران راهش تبریک میگم..

 

اومدم آپ کنم اکانتم تموم شد  . دو روز طول کشید یادم بمونه بیرون میرم کارت هم بخرم.....بالاخره کارت خریدم   اومدم آپ کنم یه کمی برف بارید تلفنمون یه طرفه شد  بعد هر جا میخواستیم زنگ بزنیم میگفت تلفن شما به علت بدهی قطع میباشد(جل الخالق)قبض پرداخت رو بردیم مخابرات گفتیم بابا ما که پرداخت کرده بودیم گفتند اشتباه شده اومدند از یه طرفه بودن درش بیارن زدند تلفن دوطبقه رو باهم قطع کردند خلاصه همینجوری الکی الکی یه ده روزی اینترنت نداشتیم ....

 

هر چی تلفن میکنم مدیریت صنعتی همه هستند بجز اون خانم رئیسی که من میخوام.....یه دوباری هم ماشینو کوبوندم به در حیاط......سوپری سرکوچه هم تموم کیکهاش تاریخ مصرف گذشته است .... خدمتکار خونه هم کلیه هاش درد گرفته و تو مهمونیا پیداش نیست...بچه هم درست جلسه دوم کلاسش خورد زمین دندونش شکست بردم کشیدمش  و غیره و غیره و غیره.........

 

خلاصه چقدر دنیا بدون اینترنت کوچیکه......

حالا با اینترنت یا بی اینترنت دلم واسه همتون تنگ شده بود.........

 

عمرا اگه برگردم از روش بخونم....وقت ندارم میخوام برم وب گردی...

 

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


چهارشنبه ٢۳ دی ،۱۳۸۳

من از خدا خیلی چیزا میخوام..

 

نمیدونم چرا ایندفعه دلم میخواد اینا رو بنویسم  :

 

خدایا به من گلویی عطا کن که هیچ بغضی نتونه راهشو ببنده و هیچ فریادی توش خفه نشه............

 

به من چشمی عطا کن که فقط زیباییها رو ببینه........

 

به من فکری عطا کن که از پلیدیها به دور باشه..........

 

به من دستی عطا کن بخشایشگر.........

 

به من پایی عطا کن که  بتونه استوار قدم برداره و هیچوقت نلغزه....... 

 

خدای من به من یه دل بزرگ عطا کن که به اندازه دوست داشتن همه مردم دنیا  جا داشته باشه..یه دل بی کینه ..یه دل آبی آبی آبی...

 

دلم خیلی گرفته..خدا جون کمکم کن............

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳۸۳

فضايل پس گردني

 

 

بزرگان از فضايل پس گردني ميگويند:

 

اينكه حسن خلق مي آورد. خمار از سر بدرمي كند . بدرامانرا رام ميسازد . ديگران را ميخنداند  . خواب از چشم ميربايد و رگهاي گردن را استوار مي سازد..........

 

 

 

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳۸۳

 

 

 

يكي از دوستان ما كه يك آقاي 56 ساله است و دو سال پيش خانمشون  فوت كردند شرط بسته كه ميتونه با يك دختر 19 ساله زيبا ازدواج كنه و اينكارم ميكنه..خداي بزرگ من يعني دنيا واقعا داره به آخر خودش نزديك ميشه ....

 

مرد پيري با زن جواني ازدواج كرده بودو به خانه اي كه با گل آراسته بود آورده و شبها به خاطر اينكه در قلب زن جا باز كندبراي او لطيفه ها و حكايتها مي گفت.شبي گفت : بخت بلند تو يار بود كه به صحبت همچون من پير افتادي پخته و پردرد.جهان ديده و گرم و سرد روزگار چشيده نيك و بد روزگار آزموده. كه صحبت داند و شرط ادب بجا آرد.پيش خود خيال كرد عروس جوان كاملا رام او شده ..كه ناگاه زن آه سردي از دل كشيد و گفت : چندين سخن كه گفتي در ترازوي عقل من ارزش يك سخن ندارد كه وقتي از قابله خود شنيدم كه گفت : زني را تيري در پهلو نشيند به كه پيري با او نشيند.

خداي من يه جوري جلو اين فاجعه رو بگير.....

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


شنبه ۳٠ آبان ،۱۳۸۳

آواره

 

سالهاست

      به دنبال كسي ميگردم

              كه ذهنش بوي اقاقي داشته باشد

                             

و بتوان

  در ميان دستهايش

         براي كبوتر لانه ساخت

 

سالهاست

    به دنبال كسي ميگردم كه

                            با شقايقها

                                 پيوند سرخي داشته باشد

 

 وبا كهكشانها

         رابطه اي سبز

 

سالهاست

     به دنبال كسي ميگردم كه......

                                  

آنا

پيام هاي ديگران ()


 


 
 

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]

اگر براي شادكامي ديگران بكوشيد خوشبختي خود به سراغتان مي آيد